السيد علي الحسيني الميلاني
45
با پيشوايان هدايتگر (نگرشى نو به شرح زيارت جامعه كبيره) (فارسى)
اگر پدر و مادرت تلاش كنند كه براى من همتايى قائل شوى كه به آن علم ندارى ؛ از آنها پيروى نكن ! يعنى اطاعت مطلقه نسبت به والدين نيست ؛ چرا كه اين اطاعت مطلقه هميشه مقرون با عصمت است . از اين رو فخر رازى ناچار مىشود كه برهان را بپذيرد و نمىتواند منكر بشود . وى در مورد ديگر به نكتهء دوم هم اقرار مىكند و مىنويسد : آرى ، صادقان بايد در هر زمانى باشند ، خطاب « يا أيّها الّذين آمنوا » به عموم مسلمانان تا روز قيامت است . اگر فردى صادق نباشد ، بودنِ با صادقان محال خواهد بود . فخر رازى پس از اقرار به هر دو مورد مىگويد : سلّمنا ذلك ، لكن لم لا يجوز أن يكون الصادق هو المعصوم الّذي يمتنع خلو زمان التكليف عنه ، كما تقوله الشيعة ؟ براى چه جايز نباشد كه صادق همان معصومى باشد كه ممتنع است زمان از وى خالى باشد ؛ همان گونه كه شيعه به آن قائل است . بنابراين است كه در هر زمان يكى از صادقان وجود داشته باشد ، اين صادق ، آن صادقى نيست كه شيعيان مىگويند ، آن معصوم ، معصومى نيست كه شيعيان مىگويند ، چرا ؟ به خاطر اين كه مردم به او دسترسى ندارند تا با او باشند تا و « كونوا مع الصادقين » تحقق پيدا بكند . « 1 » سخن در اين است كه آيا اين جا قصور هست يا تقصير ؟ آيا اين قصور و يا تقصير از مردم است يا از صادقان ؟ روشن است كه همه پيشوايان از اهل بيت در بين مردم بودند و مردم به آن
--> ( 1 ) . تفسير رازى : 16 / 220 و 221